این مطلب توسط دکتر معصومه برارزاده، مشاور ارشد حوزه انرژی سیگماس، تهیه و تدوین شده است و به بررسی ابعاد اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی احداث کارخانه ۶ میلیارد دلاری فولاد کمکربن هیوندای در منطقه صنعتی لوئیزیانا و چالشهای گذار به هیدروژن سبز میپردازد.
سرمایهگذاری نزدیک به ۶ میلیارد دلاری هیوندای برای ساخت یک کارخانه فولاد جدید در ایالت لوئیزیانا، میتواند به یکی از مهمترین پروژههای فولاد کمکربن در آمریکا تبدیل شود؛ اما همزمان، این طرح در منطقهای اجرا میشود که سالهاست زیر فشار پالایشگاهها، پتروشیمیها و آلودگی صنعتی زندگی میکند. همین دوگانگی باعث شده پروژه هیوندای در لوئیزیانا فقط یک سرمایهگذاری صنعتی نباشد، بلکه به آزمونی برای آینده فولاد سبز، عدالت زیستمحیطی، هیدروژن، جذب کربن و سیاست صنعتی آمریکا تبدیل شود.
کارخانه جدید هیوندای قرار است در Ascension Parish، در نزدیکی شهر Donaldsonville و میان باتونروژ و نیواورلئان ساخته شود؛ منطقهای که بخشی از کریدور صنعتی معروف به Cancer Alley یا «کوچه سرطان» است. این نام به دلیل تراکم بالای صنایع نفت، گاز، پتروشیمی و واحدهای آلاینده در امتداد رودخانه میسیسیپی شکل گرفته است. برای بسیاری از ساکنان محلی، ورود یک کارخانه فولاد جدید میتواند هم امید به شغل و توسعه اقتصادی باشد و هم نگرانی تازهای درباره آب، هوا، سلامت و تعهدات واقعی شرکت.

اهمیت صنعتی و فناوریهای نوین فولادسازی
اهمیت صنعتی پروژه از آنجاست که هیوندای قصد دارد کارخانهای متفاوت از فولادسازیهای قدیمی آمریکا بسازد. این واحد قرار نیست مانند کارخانههای سنتی کوره بلند در غرب میانه آمریکا، متکی به زغالسنگ و کک باشد. مسیر انتخابشده ترکیبی از احیای مستقیم آهن و کوره قوس الکتریکی است؛ یعنی همان مسیری که در بسیاری از سناریوهای جهانی بهعنوان گزینهای کمکربنتر برای آینده فولاد مطرح میشود. اگر این طرح به سمت استفاده واقعی از هیدروژن کمکربن یا سبز حرکت کند، میتواند یکی از پایینکربنترین کارخانههای فولاد آمریکا باشد.
ظرفیت برنامهریزیشده کارخانه نیز قابل توجه است. این واحد قرار است در زمینی حدود ۱۷۰۰ ایکر ساخته شود و در ظرفیت کامل، سالانه حدود ۲٫۷ میلیون تن فولاد تولید کند. فولاد تولیدی در مرحله نخست برای تأمین نیاز کارخانههای خودروسازی هیوندای در آلاباما و جورجیا استفاده خواهد شد. این موضوع نشان میدهد پروژه فقط یک کارخانه فولاد مستقل نیست؛ بلکه بخشی از راهبرد یکپارچه هیوندای برای داخلیسازی زنجیره تأمین خودرو در آمریکا است؛ بهویژه در شرایطی که تعرفهها و سیاستهای صنعتی، واردات فولاد و خودرو را پرهزینهتر کردهاند.
در کنار هیوندای، شرکت کرهای Posco نیز قرار است با سرمایهگذاری ۵۸۲ میلیون دلاری، مالک ۲۰ درصد از این عملیات شود. همچنین هیوندای در ماه مه قراردادی به ارزش ۶۵۰ میلیون دلار با شرکت ایتالیایی Danieli برای تأمین دو کوره قوس الکتریکی و تجهیزات کلیدی فولادسازی امضا کرده است. این بسته شامل یک واحد احیای مستقیم Energiron نیز میشود؛ فناوریای که توسط Danieli و Tenova توسعه یافته و قابلیت کار با گاز طبیعی، هیدروژن یا ترکیبی از هر دو را دارد.
چالشهای گذار از گاز طبیعی به هیدروژن سبز و جذب کربن
این ویژگی، قلب فنی پروژه است. واحد احیای مستقیم میتواند در آغاز با گاز طبیعی کار کند و سپس در صورت فراهم شدن شرایط اقتصادی، به سمت هیدروژن تغییر مسیر دهد. بر اساس توضیحات ارائهشده، طراحی این واحد بهگونهای است که برای آماده بودن جهت استفاده از هیدروژن، به نصب تجهیزات اضافی بزرگ نیاز ندارد. اما همینجا یکی از ابهامهای اصلی پروژه شکل میگیرد: هیوندای میگوید کارخانه هنگام راهاندازی در سال ۲۰۲۹ با گاز طبیعی کار خواهد کرد، نه با هیدروژن سبز.
این تصمیم از منظر اقتصادی قابل فهم است، اما از منظر اقلیمی و اجتماعی محل بحث است. تولید فولاد از مسیر احیای مستقیم گازمحور همراه با کوره قوس الکتریکی، در مقایسه با مسیر زغالسنگی کوره بلند، میتواند انتشار کربن را بهطور قابل توجهی کاهش دهد. اگر جذب و ذخیره CO₂ نیز از ابتدا اجرا شود، ردپای کربن میتواند نسبت به فولادسازی زغالسنگی تا حدود دو سوم کاهش یابد. با این حال، این مسیر همچنان به گاز طبیعی وابسته است و از نظر آلایندگی و انتشار، با فولاد مبتنی بر هیدروژن سبز قابل مقایسه نیست.
هیوندای اعلام کرده که از ابتدای بهرهبرداری، انتشار دیاکسیدکربن حاصل از کارخانه را جذب و ذخیره خواهد کرد. این برنامه میتواند پروژه را به یکی از نمونههای مهم پیوند میان فولاد کمکربن و CCS در آمریکا تبدیل کند. اما در لوئیزیانا، جذب و ذخیره کربن خود موضوعی جنجالی است. گروههای محلی و برخی فعالان محیطزیست نگران ایمنی تزریق CO₂ در چاههای زیرزمینی، احتمال نشت، خطرات محلی و تداوم وابستگی به زیرساختهای فسیلی هستند. در مقابل، حامیان CCS آن را راهی ضروری برای کاهش سریع انتشار صنایع سنگین میدانند.
مسئله هیدروژن نیز به همین اندازه پیچیده است. هیوندای پیشتر به مقامات ایالتی گفته بود که پروژه فولاد میتواند به «کاتالیزور اکوسیستم هیدروژن» در لوئیزیانا تبدیل شود. این ایالت هماکنون سالانه میلیونها تن هیدروژن متعارف برای صنایع شیمیایی تولید میکند؛ هیدروژنی که عمدتاً از گاز طبیعی و با انتشار بالای کربن به دست میآید. برنامههایی برای تولید هیدروژن آبی، یعنی هیدروژن حاصل از گاز طبیعی همراه با جذب و ذخیره CO₂، نیز در حال توسعه است. از جمله، شرکت CF Industries در مجاورت پروژه هیوندای، یک طرح ۴ میلیارد دلاری برای تولید آمونیاک آبی در دست دارد که میتواند بهصورت بالقوه منبع هیدروژن یا زیرساخت کربنزدایی برای منطقه باشد.
اما هیدروژن سبز، یعنی هیدروژنی که از الکترولیز آب با برق تجدیدپذیر تولید میشود، هنوز در لوئیزیانا با مانع بزرگ مقیاس و هزینه روبهروست. برآوردها نشان میدهد تأمین هیدروژن سبز مورد نیاز کارخانه هیوندای میتواند به دستکم ۳ گیگاوات ظرفیت تولید برق تجدیدپذیر برای تغذیه الکترولایزرها نیاز داشته باشد. این عدد از کل ظرفیت خورشیدی نصبشده فعلی لوئیزیانا بیشتر است. بنابراین، اگر هیوندای واقعاً بخواهد به فولاد مبتنی بر هیدروژن سبز برسد، پروژه فولاد باید با توسعه گسترده انرژی تجدیدپذیر در ایالت همراه شود.
توسعه زیرساختها و نگرانیهای اجتماعی محلی
در همین حال، زیرساختهای مکمل کارخانه در حال شکلگیری است. شرکت Air Liquide، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان گازهای صنعتی و هیدروژن در جهان، در حال ساخت یک واحد دوم جداسازی هوا در منطقه St. James Parish است. این پروژه با سرمایهگذاری حدود ۳۵۰ میلیون دلار عمدتاً برای تأمین اکسیژن مورد نیاز کورههای قوس الکتریکی هیوندای از طریق خط لوله طراحی شده است. اکسیژن در کوره قوس، واکنشهای شیمیایی را کارآمدتر میکند، مصرف برق را کاهش میدهد و میتواند به کاهش انتشار کمک کند. این واحد قرار است در سال ۲۰۲۸ وارد مدار شود؛ یعنی یک سال پیش از آغاز برنامهریزیشده فعالیت کارخانه فولاد.
از منظر صنعتی، مجموعه این اعداد نشان میدهد که پروژه هیوندای فقط یک کارخانه فولاد نیست، بلکه یک خوشه صنعتی جدید در حال شکلگیری است. در کنار کارخانه فولاد، طرح بزرگتری به نام RiverPlex MegaPark در زمینی حدود ۱۷ هزار ایکر برنامهریزی شده که شرکتهایی مانند هیوندای، CF Industries و دیگر واحدهای صنعتی در آن نقش خواهند داشت. همین مقیاس بزرگ، نگرانیهای اجتماعی را افزایش داده است؛ زیرا ساکنان محلی میپرسند آیا این توسعه واقعاً به نفع جامعه خواهد بود یا فقط فشار صنعتی جدیدی بر منطقه وارد میکند.
یکی از نقدهای مهم ساکنان، نبود شفافیت کافی است. گزارش شده که دستکم ۱۰ مقام منتخب در Ascension Parish توافقنامههای عدم افشا با نهاد توسعه اقتصادی لوئیزیانا امضا کردهاند. همین موضوع امکان مذاکره خصوصی درباره بسته مشوقهای بسیار بزرگ را فراهم کرده است. ارزش مشوقهای ایالتی برای پروژه هیوندای حدود ۲٫۶ میلیارد دلار گزارش شده است. برای مردم محلی، پرسش روشن است: وقتی چنین حجم عظیمی از منابع عمومی یا امتیازهای اقتصادی در میان است، چرا اطلاعات پروژه بهطور کامل و شفاف در دسترس جامعه نیست؟
گروههای محلی مانند Good Neighbors Louisiana خواستار آن هستند که هیوندای تعهدات خود درباره کاهش آلودگی، استفاده از هیدروژن سبز، حفاظت از کارگران و استخدام محلی را در قالب یک توافقنامه مزایای اجتماعی الزامآور ثبت کند. آنها همچنین خواستار انجام تحلیل عدالت زیستمحیطی هستند. نگرانی آنها فقط درباره انتشار CO₂ نیست؛ بلکه درباره آلایندههای محلی، سلامت عمومی، کیفیت آب، ایمنی کارگران، جابهجایی احتمالی ساکنان و اینکه چه کسانی واقعاً از مشاغل جدید بهرهمند میشوند نیز هست.
در این میان، هیوندای یک تغییر فنی را اعلام کرده که از نگاه جامعه محلی یک پیروزی اولیه تلقی شده است: شرکت گفته ۹ گرمکن گازسوز در بخشهایی از عملیات خود را با تجهیزات برقی پاکتر جایگزین خواهد کرد. این تغییر میتواند انتشار برخی آلایندهها را کاهش دهد. با این حال، فعالان محلی میگویند چنین اقدامات فنی باید در چارچوب تعهدات رسمی، قابل پیگیری و الزامآور قرار گیرد، نه صرفاً در قالب وعدههای عمومی.
مسئله اشتغال نیز دوگانه است. از یک طرف، کارخانه میتواند فرصتهای شغلی جدید ایجاد کند. کالج محلی River Parishes Community College ساخت یک مرکز آموزشی هیوندای را در Donaldsonville آغاز کرده که قرار است یک برنامه دوساله برای آمادهسازی نیروی کار صنعت فولاد ارائه دهد. از طرف دیگر، برخی ساکنان میگویند تجربه گذشته نشان داده بسیاری از کارخانههای بزرگ منطقه نیروهای خود را از خارج جذب میکنند و جوامع محلی، با وجود تحمل آلودگی و فشار زیرساختی، سهم کافی از مشاغل خوب نمیبرند.
چشمانداز بازار و آزمون بزرگ عدالت زیستمحیطی
پروژه هیوندای از نظر بازار نیز با زمانبندی مهمی روبهروست. تقاضای جهانی برای فولاد کمکربن در حال افزایش است. سیاستهایی مانند مالیات یا تعرفه کربنی مرزی اروپا، اهداف کربنخنثی کره جنوبی و فشار مشتریان صنعتی بر زنجیره تأمین، خودروسازان را وادار میکند ردپای کربن فولاد مصرفی خود را کاهش دهند. بنابراین، هیوندای با ساخت این کارخانه در آمریکا فقط به دنبال کاهش هزینه واردات یا دور زدن تعرفهها نیست؛ بلکه میخواهد زنجیره تأمین فولاد خودرو را برای آیندهای آماده کند که در آن کربن، بخشی از قیمت تمامشده و اعتبار تجاری محصول خواهد بود.
اما موفقیت اقلیمی پروژه به یک پرسش بستگی دارد: آیا کارخانه واقعاً از گاز طبیعی به هیدروژن کمکربن و سپس سبز منتقل خواهد شد؟ پاسخ فعلاً نامشخص است. هیوندای اعلام کرده زمانی به سمت هیدروژن حرکت میکند که این سوخت از نظر عرضه و هزینه امکانپذیر شود. این جمله از نظر صنعتی محتاطانه است، اما از نظر فعالان محیطزیست و جامعه محلی کافی نیست. آنها نگراناند که کارخانه پس از راهاندازی با گاز طبیعی و CCS، انگیزه اقتصادی کافی برای سرمایهگذاری بیشتر در هیدروژن سبز نداشته باشد.
به همین دلیل، پروژه هیوندای را باید بهعنوان یک آزمون دید. اگر این کارخانه بتواند با فناوریهای جدید، جذب کربن، کاهش آلایندههای محلی، برنامه روشن گذار به هیدروژن، استفاده از انرژی تجدیدپذیر، استخدام محلی و شفافیت اجتماعی پیش برود، میتواند نمونهای مهم برای فولاد کمکربن در آمریکا باشد. اما اگر وعده هیدروژن به آیندهای نامعلوم منتقل شود و نگرانیهای محلی بیپاسخ بماند، پروژه ممکن است به یکی دیگر از طرحهای بزرگ صنعتی تبدیل شود که نام «پاکتر» دارد، اما اعتماد جامعه را به دست نمیآورد.
جمعبندی این است که کارخانه فولاد هیوندای در لوئیزیانا در نقطه تلاقی چند روند بزرگ قرار دارد: بازگشت سرمایهگذاری صنعتی به آمریکا، رقابت خودروسازان برای فولاد کمکربن، توسعه فناوری DRI-EAF، بحث هیدروژن آبی و سبز، گسترش CCS، نیاز به انرژی تجدیدپذیر و مطالبه عدالت زیستمحیطی در جوامع صنعتی. همین تلاقی، پروژه را مهمتر از یک کارخانه فولاد معمولی میکند.
پرسش نهایی این نیست که آیا پروژه هیوندای میتواند فولاد کمکربن تولید کند؛ از نظر فنی، مسیر آن فراهم است. پرسش اصلی این است که آیا هیوندای، دولت لوئیزیانا و شرکای صنعتی میتوانند این پروژه را به گونهای اجرا کنند که هم انتشار کربن را کاهش دهد، هم آلودگی محلی را کنترل کند، هم مسیر واقعی به هیدروژن سبز داشته باشد و هم برای جوامعی که دههها زیر سایه صنایع آلاینده زندگی کردهاند، منفعت ملموس ایجاد کند. آینده فولاد آمریکا شاید در همین پاسخ نوشته شود.
(لینک منبع: lailluminator.com)