به گزارش پایگاه خبری تجارت، معدن و فولاد، محدودیتهای شدید در تأمین برق و گاز طی چهار سال گذشته، صنعت فولاد ایران را با چالشی بنیادین مواجه کرده است، بهگونهای که این صنعت از تولید ۲۶ میلیون تن فولاد و ارزش اقتصادی بالغ بر ۱۴ میلیارد دلار محروم شده است. در این میان، شرکت فولاد خوزستان بهعنوان یکی از ارکان استراتژیک زنجیره ارزش فولاد کشور، علیرغم برخورداری از زیرساختهای گسترده و ظرفیتهای عملیاتی بالا، امروز بیش از هر چیز با بحران عدم پایداری شبکه برق مواجه است؛ ضرورتی که تداوم تولید، حفظ اشتغال، ارتقای صادرات و تضمین بازگشت سرمایهگذاریهای کلان را در مخاطره قرار داده است.
مجموعه فولاد خوزستان که طی بیش از چهار دهه فعالیت به دومین قطب تولید فولاد ایران، بزرگترین عرضهکننده شمش فولادی و تأمینکننده اصلی مواد اولیه صنایع پاییندستی تبدیل شده است، اکنون با پارادوکسی تلخ روبروست. این شرکت با ظرفیت اسمی ۴ میلیون تن فولاد در سال، به دلیل ناترازی انرژی و محدودیتهای اعمال شده در بهرهبرداری از برق و گاز، نتوانسته است از پتانسیل واقعی خود استفاده کند و میزان تولید آن به کمتر از ۳ میلیون تن کاهش یافته است. شایان ذکر است که این افت تولید نه ناشی از کمبود مواد اولیه، ضعف در فناوری یا نبود بازار هدف، بلکه صرفاً نتیجه مستقیم محدودیتهای انرژی است.
بررسی آمارهای بازه زمانی سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ نشان میدهد که مسئله اصلی صنعت فولاد ایران، کمبود ظرفیت تولید نیست، بلکه محرومیت از بهرهبرداری از ظرفیتهای ایجاد شده است. فولاد خوزستان با بهرهگیری از بزرگترین مگامدول تولید آهن اسفنجی کشور و دسترسی همزمان به شبکههای حملونقل ریلی، جادهای و دریایی در نزدیکی بنادر صادراتی، تمامی پیشنیازهای توسعه را داراست، اما محدودیتهای انرژی مانع از تحقق این اهداف شده است. این رکود تولید تنها به یک شرکت محدود نمیشود و بهصورت زنجیرهای بر عملکرد واحدهایی نظیر گروه ملی صنعتی فولاد ایران، فولاد اکسین خوزستان، نورد و لوله اهواز، نورد کاویان و سایر صنایع پاییندستی اثر گذاشته و منجر به کاهش خوراک در تمامی مراحل تولید تا پروژههای عمرانی و خودروسازی شده است.
در شرایطی که افزایش هزینه حاملهای انرژی فشار مضاعفی بر تولیدکنندگان وارد کرده و بازده اقتصادی واحدهای فولادی را کاهش داده است، حملات اخیر و آسیبهای وارده به زیرساختها، ضرورت تأمین برق پایدار را دوچندان کرده است. فولاد خوزستان در حالی در حال بازسازی ظرفیتهای آسیبدیده خود است که تولید برای این مجموعه، فراتر از یک شاخص اقتصادی، تنها منبع تأمین مالی بازسازی، حفظ اشتغال ۱۷ هزار نیروی انسانی و حمایت از ۵۰ هزار شغل مستقیم و غیرمستقیم در جنوب کشور است.
در نهایت، تحلیل وضعیت موجود نشان میدهد که راهکار خروج از این بحران، ساخت کارخانههای جدید نیست، بلکه اصلاح سیاستهای تأمین انرژی و بهرهبرداری بهینه از سرمایهگذاریهای انجام شده است. پذیرش این واقعیت که نمیتوان میلیاردها دلار برای ایجاد ظرفیت تولید هزینه کرد و سپس به دلیل کمبود برق، بخشی از آن را بلااستفاده گذاشت، نخستین گام برای نجات زنجیره ارزش فولاد و اقتصاد ملی است.