چرا علیرغم اینکه جهان از نظر سیاسی و اخلاقی به سمت کربنزدایی حرکت میکند، اما از نظر فنی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی هنوز به سوختهای فسیلی وابسته است؟
این موضوعی که مطرح مینمایم یکی از مهمترین تناقضهای اقتصاد و سیاست جهانی در دهه اخیر است: اگر جهان خطر گرمایش زمین را پذیرفته است، چرا هنوز به نفت، گاز و زغالسنگ وابسته مانده و حتی در سالهای اخیر دوباره به آنها توجه بیشتری نشان میدهد؟
پاسخ اینکه چرا جهان از نظر سیاسی و اخلاقی به سمت کربنزدایی حرکت میکند، اما از نظر فنی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی هنوز به سوختهای فسیلی وابسته است را باید در این واقعیتها جستجو کرد. چند واقعیت مهم که این موضوع را روشن میکند عبارتند از:
۱- سوختهای فسیلی هنوز ستون اصلی اقتصاد جهان هستند
بر اساس گزارشهای International Energy Agency و Energy Institute، در سالهای اخیر حدود ۷۵ تا ۸۰ درصد انرژی اولیه جهان از سوختهای فسیلی تأمین میشود. نفت حدود ۳۰ درصد، زغالسنگ حدود ۲۵ درصد، گاز طبیعی حدود ۲۳ درصد، مجموع انرژیهای تجدیدپذیر و هستهای حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد سهم دارند. بنابراین اقتصاد جهانی هنوز بر پایه نفت، گاز و زغالسنگ بنا شده است و جایگزینی آنها در کوتاهمدت بسیار دشوار است.
۲- علت بازگشت نسبی جهان به سوختهای فسیلی در چهار سال اخیر
این موضوع چند دلیل اصلی دارد:
- الف) بحران انرژی ناشی از جنگ روسیه و اوکراین: پس از شروع جنگ در سال ۲۰۲۲، کشورهای اروپایی بخش بزرگی از گاز روسیه را از دست دادند و برای حفظ امنیت انرژی خود: نیروگاههای زغالسنگ را دوباره فعال کردند، واردات گاز مایع (LNG) را افزایش دادند، سرمایهگذاری در نفت و گاز را از سر گرفتند. این اتفاق نشان داد که: امنیت انرژی، در کوتاهمدت، برای دولتها مهمتر از اهداف اقلیمی است.
- ب) رشد سریع تقاضای برق: افزایش مصرف برق ناشی از: هوش مصنوعی و مراکز داده، خودروهای برقی، تهویه مطبوع، توسعه صنعتی کشورهای در حال توسعه، باعث شده است که رشد تقاضا از رشد انرژیهای تجدیدپذیر سریعتر باشد.
- ج) محدودیت فناوری ذخیرهسازی انرژی: انرژی خورشیدی و بادی متناوب هستند: خورشید شبها وجود ندارد، باد همیشه نمیوزد. بنابراین برای پایداری شبکه برق، به: باتریهای عظیم، نیروگاههای گازی، یا انرژی هستهای، نیاز است. هزینه ذخیرهسازی هنوز بسیار بالاست.
۳- آیا توافقات کیوتو و پاریس شکست خوردهاند؟
خیر، اما نتایج آنها کمتر از اهداف اولیه بوده است. Kyoto Protocol نخستین توافق الزامآور جهانی بود، اما بسیاری از کشورها به تعهدات خود عمل نکردند. Paris Agreement نیز بر اساس تعهدات داوطلبانه کشورها طراحی شد. پیمان پاریس، ذیل چارچوب پیماننامه سازمان ملل در تغییر اقلیم (UNFCCC) در رابطه با کاستن از انتشار گازهای گلخانهای، سازگاری و امور مالی است. متن توافق از سوی نمایندگان ۱۹۵ کشور در کنفرانس تغییر اقلیم ۲۰۱۵ سازمان ملل متحد در پاریس مذاکره و با اجماع در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۵ تصویب شد. در ۲۲ آوریل ۲۰۱۶ (روز زمین) در مراسمی در نیویورک برای امضا معرفی شد. تا سال ۲۰۱۷، ۱۹۵ عضو UNFCCC این پیمان را امضا و ۱۴۷ کشور آن را به تصویب مجلس خود رساندهاند، اما مشکل اساسی این است: کشورهای جهان میخواهند انتشار کربن را کاهش دهند، اما حاضر نیستند رشد اقتصادی و رفاه خود را قربانی کنند.
۴- تناقض بزرگ «گذار انرژی»
توسعه انرژیهای پاک خود به مواد معدنی عظیمی نیاز دارد. برای مثال: باتریهای لیتیوم-یون به لیتیوم، نیکل، کبالت و گرافیت نیاز دارند، توربینهای بادی به عناصر خاکی کمیاب نیاز دارند، خودروهای برقی مصرف مس بسیار بیشتری نسبت به خودروهای معمولی دارند. بنابراین: گذار به اقتصاد سبز، بدون توسعه گسترده معادن و صنایع معدنی امکانپذیر نیست. این موضوع را بعضی اقتصاددانان چنین توصیف میکنند:
The Energy Transition is not a move from mining to no mining; it is a move from fossil mining to mineral mining.
یعنی:«گذار انرژی، عبور از معدنکاری به عدم معدنکاری نیست؛ بلکه گذار از استخراج سوختهای فسیلی به استخراج مواد معدنی است.»
۵- آینده انرژی جهان؛ سه سناریوی محتمل
بیشتر پژوهشگران سه سناریو را مطرح میکنند:
- سناریو گذار سریع: ویژگی کاهش شدید مصرف زغالسنگ و نفت، رشد سریع انرژیهای تجدیدپذیر.
- گذار تدریجی: ادامه حضور نفت و گاز تا ۲۰۵۰ همراه با رشد انرژیهای پاک.
- بازگشت به امنیت انرژی: سرمایهگذاری همزمان در نفت، گاز، هستهای و تجدیدپذیر.
اکنون بسیاری از تحلیلگران معتقدند جهان وارد دوره «گذار انرژی همراه با امنیت انرژی» شده است؛ یعنی کشورها همزمان در انرژیهای پاک و سوختهای فسیلی سرمایهگذاری میکنند.
۶- وضعیت صنایع انرژیبر مانند فولاد
این موضوع برای صنعت فولاد بسیار مهم است. صنعت فولاد حدود ۷ تا ۹ درصد انتشار مستقیم CO₂ جهان را تولید میکند. راهکارهای اصلی کربنزدایی عبارتاند از:
- استفاده از آهن اسفنجی سبز (Green DRI)
- استفاده از هیدروژن به جای گاز طبیعی
- افزایش بازیافت فولاد و استفاده از کورههای قوس الکتریکی
- فناوری جذب و ذخیره کربن (CCUS)
- استفاده از برق تجدیدپذیر
اما واقعیت این است که: تا سالهای ۲۰۴۰ یا حتی ۲۰۵۰، بسیاری از کارخانههای فولاد جهان همچنان به گاز طبیعی و حتی زغالسنگ وابسته خواهند بود، زیرا سرمایهگذاری برای جایگزینی کامل بسیار سنگین است.
جمعبندی
میتوان وضعیت کنونی جهان را چنین خلاصه کرد: جهان از نظر علمی میداند که باید انتشار گازهای گلخانهای را کاهش دهد؛ از نظر سیاسی به این هدف متعهد شده است؛ اما از نظر اقتصادی و فنی هنوز نمیتواند به سرعت از نفت، گاز و زغالسنگ فاصله بگیرد. به همین دلیل، دهه ۲۰۲۰ را بسیاری از پژوهشگران نه «دوره پایان سوختهای فسیلی»، بلکه: «دوره همزیستی سوختهای فسیلی و انرژیهای پاک» میدانند.
تالیف : مهندس فرشاد-عضو شورای راهبردی