نوشته: آدینا رنه آدلر، مدیر اجرایی شورای جهانی اقلیم فولاد
کربنزدایی فولاد در حال تبدیل شدن به یک ضرورت تجاری است. تاکنون ۳۲.۵ میلیون تن انتشار کربن معادل، از طریق اقدامات انجامشده کاهش یافته است. استانداردهای منعطف، بیطرف از نظر فناوری و مبتنی بر عملکرد میتوانند به تولیدکنندگان کمک کنند تا مسیرهای متناسب با شرایط خود را دنبال کنند، کاهش انتشار قابلاندازهگیری را سرعت ببخشند و از رقابت عادلانه در بازارهای جهانی حمایت کنند.
تا همین چندی پیش، کاهش انتشار گازهای گلخانهای برای صنعت جهانی فولاد عمدتاً یک تعهد داوطلبانه بود. شرکتها هدفگذاری میکردند، سرمایهگذاریهایی را اعلام میکردند و تعهدات پایداری خود را متناسب با اولویتها و زمانبندیهای تجاریشان مطرح میساختند.
آن دوران رو به پایان است
امروز، انتشار کربن بر این موضوع اثر میگذارد که آیا یک تولیدکننده فولاد میتواند رقابت کند، در کدام بازارها میتواند فروش داشته باشد و آیا میتواند انتظارات مشتریان خود را برآورده کند یا خیر.
قواعد تجاری در حال وارد کردن شدت کربن به محاسبات خود هستند. خریداران، زنجیره تأمین خود را با دقت بیشتری بررسی میکنند. سرمایهگذاران نیز انتظار دارند ادعاهای اقلیمی شرکتها با دادههای معتبر و برنامههای انتقال قابل اتکا پشتیبانی شود.
به بیان دیگر، تصمیم برای کربنزدایی از حالت داوطلبانه خارج شده و به وضعیتی تبدیل میشود که میتوان آن را «داوطلبانه اما تحمیلشده» دانست.
این تغییر مهم است. اما یک ریسک نیز به همراه دارد: این تصور که چون مقصد مشترک است، پس مسیر رسیدن به آن نیز باید مشترک باشد.
در حال حاضر شواهدی وجود دارد که نشان میدهد رویکردی متفاوت میتواند نتیجهبخش باشد. از زمان اجرای استاندارد اقلیمی فولاد در سال ۲۰۲۳، ۹ تولیدکننده عضو شورای جهانی اقلیم فولاد که بهطور مستقل گواهی شدهاند، تا سال ۲۰۲۵ از انتشار بیش از ۳۲.۵ میلیون تن کربن معادل جلوگیری کردهاند. این رقم تقریباً معادل خارج شدن ۶.۹ میلیون خودروی درونسوز از جادهها برای مدت یک سال است.
این کاهشها از طریق پیروی از یک نسخه واحد فناورانه به دست نیامده است. تولیدکنندگان از انرژیهای تجدیدپذیر بیشتری استفاده کردند، بهرهوری تولید را بهبود دادند و مصرف قراضه را افزایش دادند. هر یک از آنها راهبردهایی را دنبال کردند که با شرایط تأسیسات و محیط عملیاتی خودشان سازگار بود.
آنچه میان آنها مشترک بود، مسیر تولید نبود؛ بلکه یک مسیر مشترک کاهش انتشار و الزام به اندازهگیری و راستیآزمایی مستقل عملکرد بود.
این تجربه، یک درس گستردهتر برای صنعت جهانی فولاد دارد: باید انتظار مشترکی برای عملکرد انتشار تعیین شود، اما نباید مسیر مشترکی برای رسیدن به آن تحمیل شود.
مسیرهای متفاوت به سمت انتشار خالص صفر
ابعاد این چالش بسیار بزرگ است. صنعت جهانی فولاد سالانه حدود ۴.۱ میلیارد تن کربن معادل منتشر میکند. اما فولاد فقط از یک روش تولید نمیشود و تنها یک مسیر هم برای کاهش انتشار آن وجود ندارد.
برای درک این موضوع، کافی است به نقاط شروع متفاوت بزرگترین بازارهای تولید فولاد جهان توجه کنیم:
- چین، بهعنوان بزرگترین تولیدکننده فولاد جهان، همچنان بهشدت به کورههای بلند زغالسنگمحور وابسته است و با وظیفه عظیم انتقال یک پایگاه دارایی بسیار بزرگ و موجود مواجه است.
- هند بهسرعت در حال افزایش ظرفیت برای پاسخگویی به نیازهای زیرساختی رو به رشد است؛ در حالی که دسترسی کمتری به قراضه دارد و بسیاری از فناوریهای کمانتشار هنوز پرهزینه یا در حال توسعه هستند.
- ایالات متحده از مزایایی مانند دسترسی فراوان به قراضه، ظرفیت قابل توجه کورههای قوس الکتریکی و یک پایه متنوع انرژی برخوردار است.
حتی تولیدکنندگان در داخل یک کشور نیز شرایط یکسانی ندارند. عمر واحد تولیدی، نیازهای مشتریان، دسترسی به سرمایه، میزان دسترسی به قراضه و مواد اولیه، تأمین برق و زیرساختها، همگی تعیین میکنند که کدام نوع کاهش انتشار از نظر فنی و اقتصادی امکانپذیر است.
این تفاوتها توجیهی برای بیعملی نیستند. بلکه اهمیت اندازهگیری نتایج را بیش از پیش نشان میدهند، به جای آنکه مسیر مشخصی از پیش تجویز شود.
برخی راهکارها، مانند برق کمانتشار، بهرهوری انرژی و افزایش مصرف قراضه، میتوانند همین امروز کاهش انتشار ایجاد کنند. برخی دیگر، از جمله آهن احیای مستقیم یا DRI، تولید مبتنی بر هیدروژن و جایگزینی داراییهای بزرگ صنعتی، به سرمایهگذاری قابل توجه و پیشرفت فناورانه نیاز دارند تا بتوانند در مقیاس بزرگ از نظر اقتصادی عملیاتی شوند.
آنچه اهمیت دارد این است که آیا این مسیرها کاهش واقعی و قابلاندازهگیری در انتشار ایجاد میکنند یا خیر.
امروز این امکان وجود دارد. تولیدکنندگانی با تأسیسات متفاوت، منابع انرژی مختلف، محدودیتهای گوناگون در مواد اولیه و راهبردهای سرمایهگذاری متفاوت، توانستهاند از انتشار ۳۲.۵ میلیون تن کربن معادل جلوگیری کنند.
این شرکتها مسیر تولید مشترکی نداشتند، اما یک مسیر مشترک انتشار و یک استاندارد برای اندازهگیری، راستیآزمایی و شفافسازی عملکرد خود داشتند.
این تمایز بسیار مهم است: رویکرد بیطرف از نظر فناوری، سطح انتظار برای کربنزدایی را پایین نمیآورد. بلکه معیار را بر عملکرد انتشار قرار میدهد، نه بر اینکه یک شرکت الزاماً از چه روشی باید به آن برسد.
کربن در حال تبدیل شدن به یک شاخص رقابتی است
این تمایز زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که کربن وارد تصمیمگیریهای تجاری میشود.
سازوکار تعدیل کربن در مرز اتحادیه اروپا، یا EU CBAM، روشنترین نمونه این روند است. شدت کربن دیگر فقط اطلاعاتی در یک گزارش پایداری نیست؛ برای فولادی که وارد بازار اتحادیه اروپا میشود، انتشار نهفته میتواند به یک تعهد مالی تبدیل شود.
خریداران در بخشهای خودروسازی، ساختوساز و زیرساخت نیز تحت فشار هستند تا انتشار کربن را در سراسر زنجیره ارزش خود مدیریت کنند.
در چنین فضایی، صرفاً نامیدن فولاد بهعنوان «سبز» کافی نخواهد بود.
تولیدکنندگان به دادههای معتبر انتشار نیاز دارند. خریداران باید بدانند دقیقاً چه چیزی خریداری میکنند. سیاستگذاران نیز به روششناسیهایی نیاز دارند که عملکرد واقعی انتشار را مقایسه کند، بدون آنکه فرض کند یک فناوری تولید خاص ذاتاً خوب یا بد است.
همچنین صنعت به راستیآزمایی مستقل نیاز دارد تا بتواند پیشرفت قابلاندازهگیری را از ادعاهای بازاریابی تفکیک کند.
هدف نباید این باشد که یک فناوری خاص بهعنوان پاسخ نهایی کربنزدایی فولاد معرفی شود، یا تولیدکنندگان صرفاً به دلیل استفاده از یک فرآیند ترجیحی پاداش بگیرند، بدون آنکه میزان انتشار واقعی آن فرآیند بررسی شود.
بخش جهانی فولاد باید بر اساس عملکرد اثباتشده در کاهش انتشار رقابت کند.
این رویکرد، واقعیتهای یک صنعت جهانی را میپذیرد و در عین حال فوریت هدف اقلیمی را حفظ میکند. تولیدکنندهای که از شدت انتشار بالاتری شروع میکند، باید مسیر معتبری برای کاهش آن داشته باشد. تولیدکنندهای که پیشتر در تولید کمانتشار سرمایهگذاری کرده است، باید به دلیل این عملکرد مورد شناسایی قرار گیرد. هر دو نیز باید انتظار داشته باشند که بهبود مستمر از آنها مطالبه شود.
مرحله بعدی کربنزدایی فولاد
مرحله بعدی کربنزدایی فولاد از مرحله قبلی دشوارتر خواهد بود. شرکتها با سیستمهای انرژی، محیطهای سیاستی، دسترسی به سرمایه و نقاط شروع متفاوتی مواجه خواهند شد.
این تفاوتها واقعی هستند. اما انتظار برای پیشرفت نیز باید به همان اندازه واقعی باشد.
فولادسازان لازم نیست برای رسیدن به انتشار خالص صفر، همگی از یک مسیر واحد عبور کنند. اما بهطور فزایندهای باید ثابت کنند که در یک جهت مشترک حرکت میکنند.
آدینا رنه آدلر، مدیر اجرایی شورای جهانی اقلیم فولاد است.