به گزارش MiningMetalNews، خودروسازان اروپایی همچنان تمایل چندانی به خرید فولاد تولیدشده با استفاده از هیدروژن سبز نشان نمیدهند. اگرچه مابهالتفاوت هزینه این نوع فولاد در مقایسه با قیمت نهایی یک خودرو ممکن است ناچیز به نظر برسد، اما میتواند تأثیر قابلتوجهی بر حاشیه سود از پیش محدود تولیدکنندگان وارد کند؛ این موضوع بر اساس مطالعه جدیدی است که توسط موسسه مطالعات انرژی آکسفورد انجام شده است. گزارش این موسسه با عنوان «از اهداف تا تناژ: آیا خودروسازان اروپا میتوانند قفل فولاد سبز را باز کنند؟»، بر پایه مصاحبه با نمایندگان ناشناس صنعت خودرو، تولیدکنندگان فولاد و تحلیلگران تدوین شده و یافتههای آن پیشتر توسط رسانه Hydrogen Insight نیز بازتاب یافته است. یکی از نتایج مرکزی این پژوهش آن است که تحلیلهای پیشین اغلب مابهالتفاوت هزینه فولاد سبز را با قیمت فروش کل یک خودرو مقایسه کردهاند و از این منظر، افزایش هزینه ناچیز به نظر میرسد. با این حال، خودروسازان خریدهای فردی را در برابر حاشیه سود بسیار کوچکتری در عملیات تولیدی خود ارزیابی میکنند و هیچیک از تولیدکنندگان خودروی مورد مصاحبه، اطمینان نداشتند که مشتریان داوطلبانه حاضر باشند پول بیشتری برای خودرویی که با فولاد سبز ساخته شده است بپردازند. در همین راستا، نماینده یک خودروساز لوکس که نامش فاش نشده، به محققان گفت: «تحلیل ما نشان میدهد که مشتریان آماده پرداخت هزینه بیشتر نیستند.»
یکی از چالشهای اساسی این است که عملکرد اقلیمی فولاد در خودروی نهایی قابل مشاهده نیست. مشتری میتواند پارچه صندلی ساختهشده از پلاستیک بازیافتی را ببیند و لمس کند، اما نمیتواند تشخیص دهد که آیا فولاد به کار رفته در بدنه با استفاده از هیدروژن تولید شده است یا زغالسنگ. این امر تولیدکنندگان را در دریافت مابهالتفاوت قیمت یا استفاده از فولاد پاکتر به عنوان یک نقطه قوت فروش واضح، با دشواری مواجه میکند؛ آن هم در شرایطی که صنعت خودروی اروپا با رقابت شدید تولیدکنندگان چینی که هزینههای پایینتری دارند، روبروست. اگر مشتریان قیمت بالاتر را نپذیرند، تولیدکننده یا یکی دیگر از فعالان زنجیره تأمین باید هزینه اضافی را جذب کند. یکی از خودروسازان مورد مصاحبه در این مطالعه اعلام کرد که این موضوع مستقیماً سود پیش از بهره و مالیات (EBIT) را کاهش خواهد داد. نماینده دیگری از این صنعت توضیح داد که حاشیه سود تأمین برای قطعات منفرد خودرو گاهی ممکن است حدود ۱ یورو باشد؛ بنابراین، افزایش هزینهای که در مقایسه با قیمت نهایی خودرو کوچک به نظر میرسد، میتواند تأثیر قابلتوجهی بر سودآوری در هر مرحله از تولید داشته باشد. محققان استدلال میکنند که تمایل به پرداخت برای فولاد سبز باید در برابر ساختار حاشیه سود خودروسازان ارزیابی شود و اقدامات سیاستی نیز باید حساسیت این صنعت به هزینههای بالاتر را در نظر بگیرند. اگرچه برخی کارشناسان معتقدند تولیدکنندگان ممکن است برای تقویت موضع مذاکراتی خود با فولادسازان و نهادهای تنظیمگر این مشکل را بزرگنمایی کنند، اما این مطالعه خاطرنشان میکند که اعتراضات مشابهی توسط شرکتهایی با موقعیتهای بازار، سیستمهای تأمین و جاهطلبیهای اقلیمی متفاوت مطرح شده است و بنابراین، بعید است که تاکتیکهای مذاکره توضیح کاملی برای این موضوع باشد.
مانع دیگر در این مسیر، فقدان یک تعریف و برچسب مشترک در اتحادیه اروپا برای فولاد سبز است که در نتیجه، خودروسازان برای بازاریابی خودروهای ساختهشده با چنین فولادی به شیوهای قابل مقایسه و از نظر حقوقی شفاف، با دشواری مواجه هستند. همچنین عدم قطعیت در مورد اینکه کدام روشهای تولید باید واجد شرایط شناخته شوند، وجود دارد؛ به طوری که احیای مستقیم مبتنی بر هیدروژن میتواند استفاده از زغالسنگ را به طور قابلتوجهی کاهش دهد، اما انتشار گازهای گلخانهای همچنین میتواند از طریق افزایش بازیافت قراضه یا احیای مستقیم با استفاده از گاز طبیعی کاهش یابد. بدون آستانههای شدت کربن مشترک، تعیین اینکه کدام محصولات مجاز به حمل نشان فولاد سبز هستند، دشوار است و این عدم قطعیت، توافقنامههای خرید بلندمدت بین تولیدکنندگان خودرو و پروژههای جدید فولادی را پیچیده میکند. بر اساس این مطالعه، قانون شتابدهنده صنعتی اتحادیه اروپا شامل تعریف رسمی یا آستانه انتشار برای فولاد سبز نبود و استانداردسازی در عوض به کار تحت مقررات طراحی اکولوژیک برای محصولات پایدار موکول شد که قوانین مرتبط آن احتمالاً در اواخر سال ۲۰۲۶ یا در طول سال ۲۰۲۷ نهایی خواهد شد. این زمانبندی ممکن است مشکلاتی ایجاد کند، زیرا اقدامات سیاست صنعتی اتحادیه اروپا و بسته صنعت خودروی این بلوک در حال حاضر تأمین جدید را تشویق میکنند، در حالی که شرکتها هنوز فاقد یک سیستم مشترک برای ارزیابی تأثیر اقلیمی فولاد هستند و محققان هشدار میدهند که اروپا ممکن است فرصت تأمین توافقنامههای بلندمدت و ایجاد یک بازار اولیه برای فولاد کمانتشار را از دست بدهد.
صنعت خودرو به عنوان یک مشتری بسیار مهم برای فولاد کمانتشار در نظر گرفته میشود، زیرا خودروسازان حجم بالایی مصرف میکنند و اهداف اقلیمی جاهطلبانهای برای زنجیره تأمین خود دارند. این موضوع برای سوئد نیز بسیار مرتبط است؛ شرکت Stegra در حال ساخت یک کارخانه فولاد جدید در شهر بودن است، جایی که قرار است هیدروژن جایگزین زغالسنگ در بخشهایی از فرآیند تولید شود. چنین سرمایهگذاریهایی به مشتریان صنعتی وابسته است که توافقنامههای بلندمدت امضا کرده و برای تأثیر اقلیمی کمتر هزینه پرداخت کنند. اگر خودروسازان اروپایی در تصمیمات خرید خود تأخیر کنند، تولیدکنندگان فولاد مبتنی بر هیدروژن ممکن است تأمین تقاضای کافی را دشوارتر بیابند و تولیدکنندگان خودرو همزمان ممکن است دسترسی به تأمینات آینده را از دست بدهند، در حالی که ظرفیت تولید محدود باقی میماند. این مطالعه نشان میدهد که سوال تعیینکننده صرفاً این نیست که فولاد سبز چند یورو به قیمت خودرو اضافه میکند، بلکه به همان اندازه مهم است که مشخص شود چه کسی در زنجیره تأمین هزینه را متحمل خواهد شد و چگونه بر حاشیه سود هر شرکت تأثیر میگذارد. بنابراین، تعاریف شفاف، برچسبهای اقلیمی قابل تأیید و اقدامات سیاستی که سودآوری تولیدکنندگان را منعکس کند، میتواند در تبدیل اهداف اقلیمی صنعت خودرو به سفارشات قطعی، حیاتی باشد. منابع: موسسه مطالعات انرژی آکسفورد و Hydrogen Insight.