جذب ایده
آیا ایدهای دارید که میتواند یکی از چالشهای صنایع مختلف، از جمله معدن، فلزات، انرژی، نفت و گاز و پتروشیمی را حل کند؟
آیا چالشی میشناسید که نیاز به ارائهی راهحل داشته باشد؟
سیگماس، به کمک شبکهی ارتباطی خود، میتواند به شما در جهت عملیاتی کردن ایده کمک کند.
برای این کار، میتوانید مسئلهای که ایدهای برای حل آن دارید را مطرح نمایید. همچنین میتوانید مشخص کنید که انتظار چه حمایتی از موسسه را دارید (این حمایت میتواند حمایت مالی، معرفی شرکتهای علاقمند به ایده و هماهنگی جلسه با آنان، در اختیار گذاشتن فضای کاری و … باشد). کارشناسان موسسه در اسرع وقت با شما تماس خواهند گرفت و ایدهی شما در جلساتی تخصصی مورد بحث کارشناسان و متخصصان آن حوزه قرار میگیرد. در صورتی که ایده از نظر کمیتهی تخصصی نمرهی لازم را دریافت کند، موسسه حمایت از ایدهی شما را آغاز خواهد کرد.
همچنین اگر در یکی از صنایع به چالشی برخورد کردهاید و برای حل آن نیاز به راهحل دارید، میتوانید در اینجا مطرح کنید. در صورتی که طرحهایی برای حل مسئلهی شما به موسسه ارسال شود و مورد پذیرش کمیتهی فنی قرار بگیرد، کارشناسان موسسه با شما ارتباط خواهند گرفت و برای اجراییسازی راهحل اقدامات لازم را انجام خواهند داد.
انتخاب صنعت موردنظر
با شما تماس گرفته میشود
تکمیل فرم
زیرمجموعههای صنعت فولاد:
-
استخراج سنتی و پرخطر زغالسنگ
روشهای فعلی استخراج زغالسنگ در کشور بسیار قدیمی و منسوخ شده است. اعزام نیروی انسانی به اعماق زیاد (بیش از ۲۰۰ متر) علاوه بر خطرات جانی بسیار بالا، راندمان تولید را به شدت کاهش داده و با استانداردهای مکانیزه جهانی فاصله زیادی دارد.
مثال مطرح شده: ما هنوز با روش ۲۰۰ سال پیش زغالسنگ استخراج میکنیم؛ آدم میفرستیم ۲۰۰ متری زیر زمین.
-
عدم استفاده از فناوری گازیسازی زغالسنگ (Coal Gasification)
با توجه به محدودیتهای زمینشناسی در پهنههایی مانند طبس، تکنولوژیهای نوین مانند UCG (گازیسازی زیرزمینی) برای تبدیل زغالسنگ به گاز سنتزی جهت استفاده در فرآیند احیا وجود ندارد و دانش فنی آن بومی نشده است.
مثال مطرح شده: در پهنه طبس به دلیل ساختار زمینشناسی و نبود تکنولوژی، عملاً نمیتوانیم UCG کنیم و گاز احیایی استحصال کنیم.
-
هوشمندسازی معادن (Smart Mining)
صنعت معدن کشور از فقدان سیستمهای مبتنی بر اینترنت اشیاء (IoT) و دادههای لحظهای رنج میبرد. عدم هوشمندسازی ماشینآلات و خطوط استخراج باعث شده تا نظارت دقیق بر سلامت تجهیزات و نرخ استخراج وجود نداشته باشد.
مثال مطرح شده: ما از هوشمندسازی معادن بسیار غافلیم؛ در حالی که بدون تغییرات فیزیکی سنگین، بهرهوری را بالا میبرد.
-
ضعف در اکتشافات عمقی و تداخلات
تکنولوژیهای اکتشافی فعلی توانایی شناسایی دقیق ذخایر پنهان و عمیق (Blind Ore Bodies) را ندارند. همچنین تداخلات قانونی با سازمانهایی مثل انرژی اتمی، نیاز به روشهای اکتشافی غیرتخریبی و پیشرفته را دوچندان کرده است.
مثال مطرح شده: در اکتشافات پهنههای وسیع با سازمان انرژی اتمی تعارض داریم و نیاز به تکنولوژیهای نوین اکتشافی است.
-
فرآوری سنگهای کمعیار و باطلهها
خطوط تولید فعلی برای سنگهای پرعیار طراحی شدهاند و توانایی فرآوری اقتصادی سنگهای با عیار ۱۵ تا ۳۰ درصد را ندارند. این موضوع باعث شده حجم عظیمی از باطلههای حاوی آهن بدون استفاده رها شوند.
مثال مطرح شده: ما ۹۰ درصد سنگ مورد نیاز را وارد میکنیم چون تکنولوژی فرآوری سنگهای کمعیار داخلی را نداریم.
-
عدم توازن زنجیره و صدور مجوزهای مازاد
صدور مجوزهای بیرویه و بدون آمایش سرزمین برای واحدهای کنسانتره، منجر به مازاد عرضه در برخی مناطق و کمبود شدید خوراک در مناطق دیگر شده است که هزینههای لجستیک را به شدت افزایش میدهد.
مثال مطرح شده: مجوزهای زیادی داده شده که باعث انباشت عرضه در یک نقطه و کمبود تقاضا در نقطه دیگر شده است.
-
عدم یکنواختی کیفیت (تولید نرمه)
نوسانات شدید در کیفیت فیزیکی و شیمیایی گندلههای تولیدی باعث ایجاد مقادیر زیادی نرمه (Fines) میشود. ورود این نرمهها به کورههای احیا باعث گرفتگی، خوشهشدن بار و افت شدید راندمان میگردد.
مثال مطرح شده: «تولید نرمه باعث اختلال در کوره احیا میشود و لازم است مجدداً سرند شود که هزینه دارد.
-
مصرف بالای انرژی حرارتی
کورههای پخت گندله در ایران فاقد سیستمهای پیشرفته بازیافت حرارت هستند. حجم زیادی از انرژی حرارتی از طریق دودکشها هدر میرود که میتوانست برای پیشگرم کردن یا خشک کردن گندله سبز استفاده شود.
-
چالش ایمنی و دانش فنی هیدروژن (Induction & Hydrogen Safety)
هیدروژن عنصری بسیار فعال و فرار است. صنعت فولاد کشور دانش فنی و تجهیزات ایمن برای ذخیرهسازی، انتقال و تزریق هیدروژن را ندارد که ریسک انفجار را در پروژههای فولاد سبز بسیار بالا میبرد.
مثال مطرح شده: در دانشکده مواد دانشگاه تهران انفجار هیدروژنی داشتیم؛ تکنولوژی نگهداری مخازن هیدروژن را نداریم.
-
فرسودگی کاتالیستها و ریفرمرها
ریفرمرها قلب تپنده واحدهای احیا هستند، اما کاتالیستهای مورد استفاده در آنها اغلب قدیمی بوده و راندمان تبدیل گاز پایینی دارند. استفاده از نانوفناوری در کاتالیستها میتواند مصرف گاز را به شدت کاهش دهد.
مثال مطرح شده: «ما در بحث کاتالیستها که یک نانوفناوری پیچیده است، بسیار غافلیم.
-
بهره وری پایین پلنتهای ۸۰۰ هزار تنی
بسیاری از واحدهای احیا مستقیم کشور دارای ظرفیت پایین (۸۰۰ هزار تن) و تکنولوژی قدیمی هستند. این واحدها نسبت به مگامدولهای جدید، مصرف انرژی بیشتر و بهرهوری نیروی انسانی کمتری دارند.
مثال مطرح شده: پلنتهای ۸۰۰ هزار تنی عملاً فاقد بهرهوری هستند و دوره عمر تکنولوژی آنها تمام شده است.
-
مصرف برق بحرانی و بالاتر از استاندارد جهانی
میانگین مصرف برق در کورههای قوس الکتریکی ایران بالای ۷۰۰ کیلووات ساعت بر تن است، در حالی که استاندارد جهانی به زیر ۴۵۰ رسیده است. این شکاف عظیم نشاندهنده اتلاف انرژی در فرآیند ذوب است.
مثال مطرح شده: مصرف جهانی زیر ۴۵۰ کیلووات ساعت است، اما میانگین ما بالای ۷۰۰ است.
-
مدیریت و بازیافت سرباره (Slag Management)
سربارههای فولادسازی حاوی درصد بالایی از اکسید آهن (FeO) هستند که دور ریخته میشوند. فقدان تکنولوژی برای بازیافت آهن از سرباره و استفاده از باقیمانده آن در صنایع سیمان یا جادهسازی، یک چالش زیستمحیطی و اقتصادی بزرگ است.
مثال مطرح شده: آلمان واردکننده سرباره است، اما ما در فولاد مبارکه سرباره را دپو کردیم و رویش تونل زدیم.
-
عدم بازیافت حرارت و شارژ پیوسته
تکنولوژیهایی مانند Consteel (شارژ پیوسته قراضه) و سیستمهای بازیافت حرارت از گازهای خروجی (Off-gas) در اکثر کارخانهها وجود ندارد. باز کردن سقف کوره برای شارژ قراضه باعث هدررفت عظیم انرژی میشود.
مثال مطرح شده: هیچ تکنولوژی Heat Recovery نداریم؛ سیستمهایی که بتواند از آبگرد کوره برق تولید کند.