به گزارش پایگاه خبری تجارت، معدن و فولاد، صنعت فولاد هند با چالشهای جدی در مسیر کاهش انتشار کربن و تحقق اهداف پایداری روبهرو است. این صنعت که در دهه ۱۹۶۰ با رشد چشمگیری مواجه شد و عمدتاً تحت مالکیت بخش عمومی قرار گرفت، در گذشته توجه چندانی به مقررات زیستمحیطی نداشت. در آن دوران، دود قرمز ناشی از کنورتورهای LD در برخی کارخانههای شرق هند حتی به عنوان نشانهای برای خلبانان جهت یافتن مسیر فرودگاه استفاده میشد. همچنین، تجمع گردوغبار ناشی از فرآیندهای تولید همراه با باران شدید در مواردی به فروریختن سقف کارگاههای ذوب منجر شد. با این حال، امروزه این صنعت بهطور فعال در تلاش است تا با کاهش انتشار کربن، نقش خود را در تعهدات جهانی پایداری ایفا کند.
هند، بهعنوان یکی از بزرگترین آلایندههای جهان همراه با چین و ایالات متحده، مسئول بخش قابلتوجهی از انتشار دیاکسیدکربن است. تولید فولاد بهتنهایی حدود ۸ درصد از کل انتشارات جهانی را شامل میشود، بهطوریکه هر تن فولاد تولیدشده بهطور متوسط ۱.۸۵ تن دیاکسیدکربن منتشر میکند. این رقم در هند حتی بالاتر است و تولید فولاد خام به ازای هر تن، ۲.۵ میلیون تن دیاکسیدکربن آزاد میکند که ۱۲ درصد از کل انتشار گازهای گلخانهای این کشور را تشکیل میدهد. پیشبینی میشود این میزان تا سال ۲۰۳۰ به ۲۴۰ میلیون تن در سال برسد. روش غالب تولید فولاد در هند، کوره بلند-کنورتور است که به دلیل وابستگی به زغال ککشو و سنگآهن، شدت انتشار کربن بالایی دارد. روش احیا مستقیم مبتنی بر زغال نیز در این کشور رواج دارد که به نوبه خود چالشهای زیستمحیطی را تشدید میکند.
در راستای تعهدات هند در اجلاس COP26 گلاسکو، این کشور متعهد شده است تا سال ۲۰۷۰ به وضعیت کربن خنثی دست یابد. با این حال، افزایش تقاضای فولاد برای توسعه زیرساختها (با هدف تولید ۳۰۰ میلیون تن تا ۲۰۳۰-۲۰۳۴) و وابستگی شدید به زغال وارداتی و انرژی فسیلی، تحقق این هدف را دشوار کرده است. همچنین، مقررات جهانی مانند مالیات مرزی کربن اتحادیه اروپا (CBAM) میتواند صادرات فولاد هند را تحت تأثیر قرار دهد. برای مقابله با این چالشها، صنایع فولاد نیازمند تدوین استراتژیهای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت هستند که شامل انتقال از روشهای سنتی به فناوریهای کمکربن مانند هیدروژن سبز میشود.
هند در دسامبر ۲۰۲۴ با معرفی طبقهبندی فولاد سبز، گام مهمی در این مسیر برداشت. بر این اساس، فولادی که شدت انتشار آن کمتر از ۲.۲ تن دیاکسیدکربن به ازای هر تن باشد، بهعنوان فولاد سبز شناخته میشود. همچنین، سیستم رتبهبندی ستارهای با پنج سطح تعریف شده است که بالاترین رتبه (پنج ستاره) به فولاد با انتشار کمتر از ۱.۶ تن تعلق میگیرد. در حال حاضر، برخی شرکتهای هندی در حال جایگزینی زغالسنگ با گاز طبیعی و هیدروژن هستند، ضمن اینکه استفاده از قراضه در فولادسازی از ۱۵ درصد به ۳۰ درصد افزایش یافته است. فناوریهای جذب و ذخیره کربن (CCUS) نیز در دست بررسی است و یک کارخانه کوچک جذب دیاکسیدکربن در حال بهرهبرداری است.
با این حال، سرمایهگذاری در فولاد سبز چالشهای مالی قابلتوجهی دارد. هزینههای راهاندازی کارخانههای نوآورانه بسیار بالاست و دههها زمان میبرد تا به سوددهی برسند. هند برای تسریع این روند نیازمند سیاستهای حمایتی مانند معافیتهای مالیاتی و یارانههاست. اخیراً، دولت این کشور مأموریت هیدروژن سبز را تصویب کرده تا استفاده از این منبع انرژی پاک را ترویج دهد. همکاری بین تولیدکنندگان فولاد، خودروسازان و شرکتهای ساختمانی نیز میتواند به موفقیت این طرحها کمک کند، همانطور که در پروژه Hybrit سوئد، همکاری SSAB و Volvo به تولید فولاد بدون فسیل منجر شد. در نهایت، پذیرندگان اولیه فولاد سبز در موقعیت بهتری برای حفظ رقابتپذیری در بازار جهانی قرار خواهند گرفت.