گفت و گو با دکتر عصاری رییس شورای راهبردی و رییس هیئت مدیره موسسه سیگماس توسط دنیای سرمایه گذاری
در ادبیات توسعه صنعتی، فولاد تنها یک چرخه نیست، بلکه نماد توان تولید، محرک زیرساخت اقتصادی و نشانی از قدرت صنعتی کشورها به شمار میرود. به همین دلیل در بسیاری از منازعات و بحرانهای بزرگ جهان، صنایع فولادی و زیرساختهای اساسی و مرتبط، به طور مستقیم یا غیر مستقیم تحتالشعاع این رویدادها قرار میگیرد. تجربه جنگ ۴۰ روزه اخیر نشان داد که در شرایط درگیریهای نظامی، صنعت فولاد یکی از مهمترین اهداف تهدیدهاست تا این نماد تولید و محرک زیرساختی را با چالش جدی و حتی توقف مواجه کند، زیرا حساسیت، اهمیت و تأثیر این صنعت بر جریان پولی، اشتغال، مهارت، دانش و بالاخره تابآوری صنعتی بر هیچ کشوری پوشیده نیست.
این یک واقعیت بدون تردید است که در شرایط جنگی، خسارت به صنعت تنها به تخریب فیزیکی تجهیزات محدود نمیشود؛ بلکه توقف خطوط تولید صنعتی مانند فولاد، اختلال در زنجیره تامین، افزایش هزینههای لجستیکی، تعویق در اجرای پروژههای توسعهای، کاهش دسترسی به بازارهای صادراتی و افزایش ریسک سرمایهگذاری، مجموعهای از هزینههای پنهان را به صنعت تحمیل میکند که گاه آثار آن از خسارات مستقیم فیزیکی نیز بیشتر است.
شاید یکی از مهمترین پیامدهای بحران اخیر، آشکار شدن آسیبپذیری زیرساختهای تولید در برابر تهدیدات بیرونی بود. داشتن یک سیاست و نقشه راه پیشبینی شده برای بازسازیهای سریع و حفظ تداوم تولید، یکی از مهمترین ماموریتهای دولت و بنگاهها تلقی میشود. هرگونه اختلال در شبکه برق، گاز، حمل و نقل ریلی یا جادهای میتواند یکباره کل زنجیره تاثیرگذار در فرآیندها را تا تولید محصول نهایی تحتالشعاع قرار دهد.
درست در همین نقطه است که مفهوم «تابآوری صنعتی» اهمیت پیدا میکند. تابآوری به معنای توانایی یک صنعت برای ادامه فعالیت در شرایط سخت بازار و به ویژه در شرایط بحرانی است تا با شناسایی سریع چالشها و راهکارهای سریع کاهش میزان خسارتها، سرانجام بازگشت مطمئنی به وضعیت عادی داشته باشد. تجربه کشورهای مختلف نشان داده که صنایع تابآور الزاما آنهایی نیستند که هیچگاه آسیب نمیبینند، بلکه بنگاههایی هستند که برای مواجهه با بحرانها از قبل آماده شدهاند و نقشه برای توان بازیابی سریعتری دارند.
بررسی شرایط و وضعیت بنگاههای بزرگ به خصوص فولادی در بحرانهای مختلف، از جنگهای منطقهای گرفته تا سایر بحرانها مانند انرژی اروپا و همهگیری کرونا، نشان میدهد که چند عامل مهم و کلیدی در افزایش تابآوری نقش تعیینکننده دارند. ضمن داشتن برنامه برای پوشش ریسکهای متعدد به خصوص ریسک بحرانهای شدید و آموزشهای خاص نیروی انسانی؛ نخستین عامل، تنوعبخشی به زنجیره تامین است. شرکتهایی که تامین مواد اولیه، قطعات و خدمات مورد نیاز خود را به منابع محدود وابسته نکردهاند، در شرایط بحران انعطاف بیشتری از خود نشان میدهند.
دومین عامل، برخورداری از زیرساختهای پشتیبانی و فرآیندهای جایگزین است. صنعت فولاد به شدت به انرژی وابسته است و بحران اخیر نیز نشان داد که امنیت انرژی، بخشی اساسی و جداییناپذیر از امنیت تولید محسوب میشود. شرکتهایی که از نیروگاههای اختصاصی و متنوع، ذخایر راهبردی و برنامههای اضطراری برخوردار هستند، در زمان بروز بحران توان بیشتری برای حفظ تولید دارند.
عامل سوم که میتوان آن را به عنوان پیشدرآمد همه عوامل دانست، آمادگی مدیریتی است. در بسیاری از شرکتهای پیشروی جهان، مدیریت بحران به عنوان یک فرآیند دائمی شناخته میشود، نه یک واکنش مقطعی. این شرکتها سناریوهای مختلف بحران را شبیهسازی میکنند، تیمهای واکنش سریع تشکیل میدهند و برای شرایط اضطراری برنامههای مشخص دارند. تجربه جنگ ۴۰ روزه نشان داد که چنین رویکردی برای صنایع راهبردی ایران نیز ضرورتی اجتنابناپذیر است.
موضوع دیگری که بحران اخیر را برجسته کرد، اهمیت حفاظت از زیرساختهای حیاتی صنعتی است. در جهان امروز، کارخانههای فولادی صرفا مراکز تولیدی نیستند؛ بلکه بخشی از داراییها و شریانهای حیاتی راهبردی کشور محسوب میشوند. از این رو، طراحی سازوکارهای حفاظتی، ایجاد مراکز پشتیبان، توسعه سامانههای پایش و تقویت امنیت زیرساختی باید به بخشی از برنامههای توسعه صنعت تبدیل شود.
و اما موضوع با اهمیتی که نباید هرگز فراموش شود، تحول دیجیتالی و فرآیندهای تامین و تولید است؛ تحول دیجیتالی میتواند نقش مهمی در افزایش تابآوری ایفا کند. استفاده از سامانههای هوشمند مدیریت تولید، پایش لحظهای تجهیزات، تحلیل دادهها و مدیریت یکپارچه زنجیره تامین، امکان تصمیمگیری سریعتر و دقیقتر را در شرایط بحرانی فراهم میکند. بسیاری از فولادسازان بزرگ جهان در سالهای اخیر این ابزارها را به عنوان بخشی از راهبرد مدیریت ریسک خود توسعه دادهاند.
بحران ۴۰ روزه اخیر برای صنعت فولاد ایران صرفا یک رویداد عادی و گذرا نبود؛ بلکه هشداری جدی درباره ضرورت بازنگری در نگاه سنتی به مدیریت ریسک و اهمیت دادن به تداوم کسبوکار بود. خسارات و اختلالات ناشی از شرایط جنگی نشان داد که ظرفیت تولید، هرچند مهم، به تنهایی تضمینکننده موفقیت نیست. آنچه آینده صنایع بزرگ را رقم میزند، توانایی آنها در ادامه فعالیت در دشوارترین شرایط است.
امروز بیش از هر زمان دیگری روشن شده است که سرمایهگذاری در تابآوری، هزینه نیست؛ بلکه نوعی سرمایهگذاری ضروری و الزامآور برای حفظ بقا و پایداری تولید است. صنعت فولاد ایران اگر بخواهد در سالهای آینده جایگاه خود را در اقتصاد ملی و بازارهای بینالمللی حفظ کند، ناگزیر است در کنار استفاده از فناوریهای روز و توسعه ظرفیتهای تولیدی، بر تقویت زیرساختهای تابآوری، مدیریت بحران و حفاظت از داراییهای راهبردی خود نیز تمرکز ویژه کند. جنگ ۴۰ روزه تلنگری بود تا این واقعیت را به شکلی ملموس و پرهزینه به دولتمردان و فعالان این صنعت یادآوری کند.